اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
این شعر به تفکر در مورد مرگ و حقیقت وجود انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که با وجود اینکه او در زندگی مشکلات و تلخیهای زیادی را تجربه کرده سخنش شیرین و دلنشین است. در نهایت، همه به خاک بازمیگردند و این واقعیت این جهان است. او تأکید میکند که تسلیم سرنوشت و پذیرش آن تنها راه ممکن است و بهترین حالت این است که انسان در این دوران ، بتواند موجب آرامش و تسکین خاطر دیگران شود. شاعر به نهایت زندگی اشاره دارد و میگوید که در برابر قضا و قدر، انسانها بیاختیارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جانفرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقتبین است
هر که باشی و به هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است