ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
جز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی
در این ابیات، شاعر به گلها و زیباییهای آنها اشاره میکند و از آنها میپرسد که از زندگی در گلزار چه تجربهای داشتهاند. او به گل توجه میکند که آیا جز سرزنش و مشکلات، چیز دیگری دیدهاند. همچنین به لعل (جواهر) نیز میگوید که آیا تنها مشتریان پست و بیارزش را در بازار تجربه کرده است. در نهایت، شاعر به مرغی اشاره میکند که به چمن رفته ولی در نهایت به قفس گرفتار شده است. او گویا خواسته تأکید کند که زیباییها و خوشیها ممکن است با محدودیتها و دردها همراه باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
جز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی
ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتو
جز مشتری سفله، ببازار چه دیدی
رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی