سپیدهدم، نسیمی روحپرور
وزید و کرد گیتی را معنبر
در این شعر، صبحگاهی زیبا و روحپرور توصیف شده که با نسیمی ملایم، دنیا را معنا و جلوهای تازه میبخشد. با آمدن فصل بهار، طبیعت به شکوفایی و زیبایی میرسد و درختان با شکوفههای رنگارنگ آراسته میشوند. زمین به وسیله باران بهاری درخشان و لؤلؤیی میشود و چمنها با گلها و گیاهان معطر زینت مییابند. آسمان با خورشید درخشان، روز را زیباتر میکند و جهان از آلودگیها پاک میشود. در کل، شعر حال و هوای بهار و زیباییهای آن را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سپیدهدم، نسیمی روحپرور
وزید و کرد گیتی را معنبر
تو پنداری، ز فروردین و خرداد
به باغ و راغ، بد پیغامآور
به رخسار و به تن، مشّاطهکردار
عروسان چمن را بست زیور
گرفت از پای، بند سرو و شمشاد
سترد از چهره، گرد بید و عرعر
ز گوهر ریزی ابر بهاری
بسیط خاک شد پر لؤلؤ تر
مبارکباد گویان، در فکندند
درختان را بتارگ، سبز چادر
نماند اندر چمن یک شاخ، کآن را
نپوشاندند رنگین حله در بر
ز بس بشکفت گوناگون شکوفه
هوا گردید مشکین و معطر
بسی شد، بر فراز شاخساران
زمرد، همسر یاقوت احمر
به تن پوشید گل، استبرق سرخ
به سر بنهاد نرگس، افسر زر
بهاری لعبتان، آراسته چهر
به کردار پریرویان کشمر
چمن، با سوسن و ریحان منقش
زمین، چون صحف انگلیون مصور
در اوج آسمان، خورشید رخشان
گهی پیدا و دیگر گه مضمر
فلک، از پستراییها مبرا
جهان، ز آلودهکاریها مطهر