مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان

سرودهٔ پروین اعتصامی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت

مپوش روی، به روی تو شادمان شده‌ایم

۲

مسوز ز آتش هجران، هزار دستان را

بکوی عشق تو عمری‌ست داستان شده‌ایم

۳

جواب داد، کازین گوشه‌گیری و پرهیز

عجب مدار، که از چشم بد نهان شده‌ایم

۴

ز دستبرد حوادث، وجود ایمن نیست

نشسته‌ایم و بر این گنج، پاسبان شده‌ایم

۵

تو گریه می‌کنی و خنده میکند گلزار

ازین گریستن و خنده، بد گمان شده‌ایم

۶

مجال بستن عهدی بما نداد سپهر

سحر، شکفته و هنگام شب خزان شده‌ایم

۷

مباش فتنهٔ زیبائی و لطافت ما

چرا که نامزد باد مهرگان شده‌ایم

۸

نسیم صبحگهی، تا نقاب ما بدرید

برای شکوه ز گیتی، همه دهان شده‌ایم

۹

بکاست آنکه سبکسار شد، ز قیمت خویش

ازین معامله ترسیده و گران شده‌ایم

۱۰

دو روزه بود، هوسرانی نظربازان

همین بس است، که منظور باغبان شده‌ایم

بازگشت به سروده‌های پروین اعتصامی