مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱۰۴ - فریب آشتی

سرودهٔ پروین اعتصامی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت

که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم

۲

بیا که رایت صلح و صفا برافرازیم

براه سعی و عمل، فکر برگ و ساز کنیم

۳

بیا که حرص دل و آز دیده را بکشیم

وجود، فارغ از اندیشه و نیاز کنیم

۴

بسی بخانه نشستیم و دامن آلودیم

بیا رویم سوی مسجد و نماز کنیم

۵

بگفت، کارشناسان بما بسی خندند

اگر که گوش به پند تو حیله‌ساز کنیم

۶

ز توشه‌ای که تو تعیین کنی، چه بهره بریم

بخلوتی که تو شاهد شوی، چه راز کنیم

۷

رعایت از تو ندیدیم، تا شویم ایمن

نوازشی نشنیدیم، تا که ناز کنیم

۸

خود، آگهی که چه کردی بما، دگر مپسند

که ما اشاره‌ها بدان زخم جانگداز کنیم

۹

بلای راه تو بس دیده‌ایم، به که دگر

نه قصه‌ای ز نشیب و نه از فراز کنیم

۱۰

دگر بکار نیاید گلیم کوته ما

اگر که پای، ازین بیشتر دراز کنیم

۱۱

خلاف معرفت و عقل، ره چرا سپریم

بروی دشمن خود، در چگونه باز کنیم

۱۲

حدیث روشن ظلم شما و ذلت ما

حقیقت است، چرا صحبت از مجاز کنیم

بازگشت به سروده‌های پروین اعتصامی