خلید خار درشتی بپای طفلی خرد
بهم برآمد و از پویه باز ماند و گریست
در این شعر، شاعر به مقاومتی که افراد در برابر سختیها و چالشهای زندگی باید داشته باشند، اشاره میکند. او از حادثهای کوچک (خاری که به پای طفل میرود) شروع میکند و به مادر کودک میگوید که این اولین قدم و رنج زندگی است. شاعر تأکید میکند که هنوز نیک و بد زندگی را ندیدهاید و باید از مشکلات درس بگیرید. او به این نکته اشاره میکند که بسیاری از کودکان در چنین شرایطی قرار گرفتهاند و باید بیاموزند که سختیها جزئی از زندگی هستند. پیام اصلی شعر این است که باید باعزم و اراده به جلو رفت، حتی اگر مشکلات و موانع وجود داشته باشند. زندگی پر از چالش است و تنها با مقاومت و تلاش میتوان بر آنها غلبه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خلید خار درشتی بپای طفلی خرد
بهم برآمد و از پویه باز ماند و گریست
بگفت مادرش این رنج اولین قدم است
ز خار حادثه، تیه وجود خالی نیست
هنوز نیک و بد زندگی بدفتر عمر
نخواندهای و بچشم تو راه و چاه، یکیست
ز پای، چون تو در افتادهاند بس طفلان
نیوفتاده درین سنگلاخ عبرت، کیست
ندیده زحمت رفتار، ره نیاموزی
خطا نکرده، صواب و خطا چه دانی چیست
دلی که سخت ز هر غم تپید، شاد نماند
کسیکه زود دل آزرده گشت دیر نزیست
ز عهد کودکی، آمادهٔ بزرگی شو
حجاب ضعف چو از هم گسست، عزم قویست
بچشم آنکه درین دشت، چشم روشن بست
تفاوتی نکند، گر ده است چه، یا بیست
چو زخم کارگر آمد، چه سر، چه سینه، چه پای
چو سال عمر تبه شد، چه یک، چه صد، چه دویست
هزار کوه گرت سد ره شوند، برو
هزار ره گرت از پا در افکنند، بایست