بلبلی شیفته میگفت به گل
که جمال تو چراغ چمن است
در این شعر، بلبل عاشق به گل میگوید که زیبایی و جمال او باعث روشنی چمن است. بلبل از زیبایی خود سخن میگوید و احساساتی را بیان میکند که وقتی پژمرده شود، کمتر کسی به یاد او خواهد بود. او به این نکته اشاره میکند که زندگی و زیبایی گذراست و باید قدر لحظات را دانست. بلبل همچنین به عشق واقعی اشاره میکند که در دل انسان جا میگیرد و گفتههای عاشقانه باید نشاندهندهٔ عمق احساسات باشد. در نهایت، شاعر در مورد تفاوت حقیقت و مجاز صحبت میکند و از عشق و زیباییهای آن یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بلبلی شیفته میگفت به گل
که جمال تو چراغ چمن است
گفت، امروز که زیبا و خوشم
رخ من شاهد هر انجمن است
چونکه فردا شد و پژمرده شدم
کیست آنکس که هواخواه من است
بتن، این پیرهن دلکش من
چو گه شام بیائی، کفن است
حرف امروز چه گوئی، فرداست
که تو را بر گل دیگر وطن است
همه جا بوی خوش و روی نکوست
همه جا سرو و گل و یاسمن است
عشق آنست که در دل گنجد
سخن است آنکه همی بر دهن است
بهر معشوقه بمیرد عاشق
کار باید، سخن است این، سخن است
میشناسیم حقیقت ز مجاز
چون تو، بسیار درین نارون است