لالهای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخساره چون افروختیم
لالهای با نرگس پژمرده درباره زیبایی و لحظات زندگی صحبت میکند. نرگس میگوید که ما هم مانند شما، زیبایی و احساسات را تجربه کردهایم و آنها را به دست آوردهایم. اما با گذر زمان، خوشیها به اندوه تبدیل شده و ما نیز در این مسیر، تلخیها و پژمردگیها را ذخیره کردهایم. به این ترتیب، هر دو گل به ناچاری از تغییرات زندگی و آثار گذر زمان اشاره میکنند و یادآوری میکنند که شادی و غم بخشی از تجارب انسانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لالهای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخساره چون افروختیم
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم
آسمان، روزی بیاموزد ترا
نکتههائی را که ما آموختیم
خرمی کردیم وقت خرمی
چون زمان سوختن شد سوختیم
تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشهٔ پژمردگی اندوختیم
درزی ایام زان ره میشکافت
آنچه را زین راه، ما میدوختیم