همی با عقل در چون و چرائی
همی پوینده در راه خطائی
در این شعر، شاعر به تفکر و تأمل دربارهٔ زندگی و اعمال انسان میپردازد. او بیان میکند که انسان با وجود عقل و تفکر، میتواند در مسیر اشتباه و گمراهی پیش برود. هر عمل نادرست را میستاید و در مورد عواقب آن هشدار میدهد. همچنین به این نکته اشاره میکند که انسانها درگیر آرزوهای غیرواقعی هستند و در خطر افتادن در دام خطرناکها مثل اژدها قرار دارند. شاعر تأکید میکند که باید از دلبستگیهای نامناسب فاصله گرفت و به راستی و پارسایی روی آورد، زیرا زندگی در دنیا مانند درختی است که انسان میتواند تحت تأثیر اعمال خود قرار گیرد. در انتها، پیام این شعر این است که انسان باید خود را از حواس پرتیها رها کند و به بصیرت و آگاهی برساند تا از مشکلات و خطرات پیش رو جلوگیری کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
همی با عقل در چون و چرائی
همی پوینده در راه خطائی
همی کار تو کار ناستوده است
همی کردار بد را میستائی
گرفتار عقاب آرزوئی
اسیر پنجهٔ باز هوائی
کمین گاه پلنگ است این چراگاه
تو همچون بره غافل در چرائی
سرانجام، اژدهای تست گیتی
تو آخر طعمهٔ این اژدهائی
ازو بیگانه شو، کاین آشنا کش
ندارد هیچ پاس آشنائی
جهان همچون درختست و تو بارش
بیفتی چون در آن دیری بپائی
ازین دریای بی کنه و کرانه
نخواهی یافتن هرگز رهائی
ز تیر آموز اکنون راستکاری
که مانند کمان فردا دوتائی
بترک حرص گوی و پارسا شو
که خوش نبود طمع با پارسائی
چه حاصل از سر بی فکرت و رای
چه سود از دیدهٔ بی روشنائی
نهنگ ناشتا شد نفس، پروین
بباید کشتنش از ناشتائی