امروز چنانی ای پریروی
کز ماه به حسن میبری گوی
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوقه اشاره دارد که مانند پری از آسمان فرود آمده است و دل عاشقان را به دست میآورد. او به ویژگیهای ظاهری معشوقه، مانند چهره زیبا و موهای جذابش، اشاره میکند و میگوید که دیگران هم تحت تأثیر سحر و جاذبه او دیوانه شدهاند. شاعر خود را به عنوان خدمتگزار معشوقه توصیف میکند و از قدرت و جذابیت او صحبت میکند. در پایان، او خود را مانند بلبلانی میداند که برای زیبایی معشوق قصیده میسرایند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امروز چنانی ای پریروی
کز ماه به حسن میبری گوی
میآیی و در پی تو عشاق
دیوانه شده دوان به هر سوی
اینک من و زنگیان کافر
وان ملعب لعبتان جادوی
آورده ز غمزه سحر در چشم
در داده ز فتنه تاب در موی
وز بهر شکار دل نهاده
تیر مژه در کمان ابروی
نرخ گل و گلشکر شکسته
زآن چهره خوب و لعل دلجوی
چاکر شده شاه اخترانت
شیر فلکت شده سگ کوی
بر بام سراچهٔ جمالت
کیوان شده پاسبان هندوی
عارض به مثل چو برگ نسرین
بالا به صفت چو سرو خودروی
گویی به چه شانه کردهای زلف
یا خود به چه آب شستهای روی
کز روی به لاله میدهی رنگ
وز زلف به مشک میدهی بوی
چون سعدی، صد هزار بلبل
گلزار رخ تو را غزلگوی