غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۱

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سخت زیبا می‌روی یک‌بارگی

در تو حیران می‌شود نظّارگی

۲

این‌چنین رخ با پری باید نمود

تا بیاموزد پری رخسارگی

۳

هرکه را پیش تو پای از جای رفت

زیر بارش برنخیزد بارگی

۴

چشم‌های نیم‌خوابت سال و ماه

همچو من مَستند بی میخوارگی

۵

خستگانت را شکیبایی نماند

یا دوا کن یا بکُش یک‌بارگی

۶

دوست تا خواهی به‌جای ما نکوست

در حسودان اوفتاد آوارگی

۷

سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست

چارهٔ عاشق به‌جز بیچارگی

بازگشت به سروده‌های سعدی