سرو بستانی تو یا مه یا پری
یا ملک یا دفتر صورتگری
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوقه میپردازد که به نوعی فرشته یا پری است. شاعر به ویژگیهای او اشاره میکند و بیان میکند که هرچند او به سرعت میرود، اما اثرش در دل باقی میماند. شاعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر عشقش قرار دارد. او امیدوار است که روزی معشوقهاش در میان مردم ظاهر شود تا دیگران نیز زیبایی او را ببینند. در نهایت، سعدی از شدت اشتیاق و عشقش به این معشوقه میسوزد و به شیرینی او اشاره میکند که از حد فراتر رفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرو بستانی تو یا مه یا پری
یا ملک یا دفتر صورتگری
رفتنی داری و سحری میکنی
کاندر آن عاجز بماند سامری
هر که یک بارش گذشتی در نظر
در دلش صد بار دیگر بگذری
میروی و اندر پیت دل میرود
باز میآیی و جان میپروری
گر تو شاهد با میان آیی چو شمع
مبلغی پروانهها گرد آوری
چند خواهی روی پنهان داشتن
پرده میپوشی و بر ما میدری
روزی آخر در میان مردم آی
تا ببیند هر که میبیند پری
آفتاب از منظر افتد در رواق
چون تو را بیند بدین خوشمنظری
جان و خاطر با تو دارم روز و شب
نقش بر دل نام بر انگشتری
سعدی از گرمی بخواهد سوختن
بس که تو شیرینی از حد میبری