خانه صاحبنظران میبری
پرده پرهیزکنان میدری
این شعر به بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی میپردازد. شاعر از دنیای پرهیزگاری و خودشناسی صحبت میکند و بر اهمیت شناخت خود و نپوشیدن نقابها تأکید میکند. او به جستجوی حقیقت و پرهیز از ظاهرسازی اشاره میکند و میگوید که اگر آدمی به درون خود نگاهی بیندازد و از خود آگاه شود، میتواند به درک واقعیات دست یابد. همچنین شاعر به ارتباطات انسانی و عشق اشاره کرده و میگوید که حتی در سختیها و فراقها، عشق واقعی نمیمیرد. با استفاده از تصاویری از آرزو، سرزنش خود و رابطه با دیگران، شعر احساس عمیق انسان را در جستجوی عشق و حقیقت منعکس میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خانه صاحبنظران میبری
پرده پرهیزکنان میدری
گر تو پریچهره نپوشی نقاب
توبه صوفی به زیان آوری
این چه وجود است نمیدانمت
آدمیی یا ملکی یا پری
گر همه سرمایه زیان میکند
سود بود دیدن آن مشتری
نسخه این روی به نقاش بر
تا بکند توبه ز صورتگری
با تترت حاجت شمشیر نیست
حمله همیآری و دل میبری
گر تو در آیینه تأمل کنی
صورت خود باز به ما ننگری
خسرو اگر عهد تو دریافتی
دل به تو دادی که تو شیرینتری
گر دری از خلق ببندم به روی
بر تو نبندم که به خاطر دری
سعدی اگر کشته شود در فراق
زنده شود چون به سرش بگذری