غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای چشم تو دل‌فریب و جادو

در چشم تو خیره چشم آهو

۲

در چشم منی و غایب از چشم

زآن چشم همی کنم به هر سو

۳

صد چشمه ز چشم من گشاید

چون چشم برافکنم بر آن رو

۴

چشمم بستی به زلف دلبند

هوشم بردی به چشم جادو

۵

هر شب چو چراغ چشم دارم

تا چشم من و چراغ من کو؟

۶

این چشم و دهان و گردن و گوش

چشمت مرساد و دست و بازو

۷

مه گر چه به چشم خلق زیباست

تو خوب‌تری به چشم و ابرو

۸

با این همه چشم زنگی شب

چشم سیه تو راست هندو

۹

سعدی به دو چشم تو که دارد

چشمی و هزار دانه لولو

بازگشت به سروده‌های سعدی