چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
تیرباران قضا را جز رضا جوشن مکن
این شعر ارائهگر توصیههایی درباره عشق، دوستی و تعامل با دیگران است. شاعر با بیان این نکته که در رابطه با دوست باید با محبت و در رابطه با دشمن با احتیاط رفتار کرد، به انسانها یادآور میشود که باید پذیرای قضا و قدر باشند و با رضایت زندگی کنند. او همچنین به اهمیت عشق و محبت بین دوستان اشاره کرده و میگوید که دوستی واقعی هرگز به دشمنی تبدیل نمیشود. شاعر به مخاطبین توصیه میکند که از دلسوزی و محبت به محبوبشان دست برندارند و عشق را جایگزین زندگی نکنند. در نهایت، او به نیرو و قدرت دوستی، حتی در برابر مشکلات، تأکید میکند و از بیتوجهی به زیباییهای درون و بیرون افراد نهی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
تیرباران قضا را جز رضا جوشن مکن
هر که ننهادهست چون پروانه دل بر سوختن
گو حریف آتشین را طوف پیرامن مکن
جای پرهیز است در کوی شکرریزان گذشت
یا به ترک دل بگو یا چشم وا روزن مکن
کیست کاو بر ما به بیراهی گواهی میدهد
گو ببین آن روی شهرآرا و عیب من مکن
دوستان هرگز نگردانند روی از مهر دوست
نی معاذالله قیاس دوست از دشمن مکن
تا روان دارد روان دارم حدیثش بر زبان
سنگدل گوید که یاد یار سیمینتن مکن
مردن اندر کوی عشق از زندگانی خوشتر است
تا نمیری دست مهرش کوته از دامن مکن
شاهد آیینهست و هر کس را که شکلی خوب نیست
گو نگه بسیار در آیینه روشن مکن
سعدیا با ساعد سیمین نشاید پنجه کرد
گرچه بازو سخت داری زور با آهن مکن