به تو مشغول و با تو همراهم
وز تو بخشایش تو میخواهم
این متن شعری است که احساسی عمیق نسبت به عشق و وابستگی به محبوب را بیان میکند. شاعر از عشق و خواستههای خود در ارتباط با معشوق صحبت میکند و از حسرت و ترسهایش میگوید. او به درختی بلند تشبیه میشود که میوهاش دور از دسترس است و این موضوع او را نگران میکند. در نهایت، شاعر با توصیف بلبل و نواهایش، به بیتابی خود برای عشق اشاره میکند و از اجبار در پیروی از عشق شکایت دارد. او میفزاید که نمیتواند از دوست دور شود و نشان میدهد که عشق برایش اجتنابناپذیر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به تو مشغول و با تو همراهم
وز تو بخشایش تو میخواهم
همه بیگانگان چنین دانند
که منت آشنای درگاهم
ترسم ای میوه درخت بلند
که نیایی به دست کوتاهم
تا مرا از تو آگهی دادند
به وجودت گر از خود آگاهم
همه در خورد رای و قیمت خویش
از تو خواهند و من تو را خواهم
بلبل بوستان حسن توام
چون نیفتد سخن در افواهم
میکشندم که ترک عشق بگو
میزنندم که بیدق شاهم
ور به صد پارهام کنی زین رنگ
نه بگردم که صبغة اللهم
سعدیا در قفای دوست مرو
چه کنم میبرد به اکراهم
میل از این جانب اختیاری نیست
کهربا را بگو که من کاهم