من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
مگر ببینمت از دور و گام برگیرم
غزل فوق بیانگر احساسات عمیق و پیچیده شاعر نسبت به معشوق و عشق است. شاعر نشان میدهد که هیچ انتظاری از معشوق ندارد و تنها در دوری او دلش را مشغول کرده است. او به طور صریح اذعان میکند که نمیتواند دانهای از عشق را بهدست آورد و این برایش دشوار است. عشق او به اندازهای عمیق است که حتی اگر مورد قبول واقع نشود، تسلیم نمیشود و در برابر مشکلات ایستادگی میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که حتی اگر به او نرسد، باز هم در عشق خود پایبند خواهد ماند و حتی نگران حلال و حرام در عشق نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
مگر ببینمت از دور و گام برگیرم
من این خیال نبندم که دانهای به مراد
میان این همه تشویش دام برگیرم
ستادهام به غلامی گرم قبول کنی
و گر نخواهی کفش غلام برگیرم
مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم
گریز نیست که دل زین مقام برگیرم
ز فکرهای پریشان و بارهای فراق
که بر دل است ندانم کدام برگیرم
گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی
من آن نیم که ره انتقام برگیرم
گرم جواز نباشد به بارگاه قبول
و گر مجال نباشد که کام برگیرم
از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت
اگر حلال نباشد حرام برگیرم