انتبه قبل السحر یا ذالمنام
نوبت عشرت بزن پیش آر جام
این شعر دعوت به لطف و عشق و زندگی شاد است. شاعر از شنونده میخواهد که قبل از طلوع صبح و بیداری، به لذتهای زندگی بپردازد و از خوشیها و زیباییها بهرهبرداری کند. او به تماشای گلها و درختان میپردازد و بر لزوم ایجاد لحظات خوب و شاد تأکید میکند. همچنین به طوطی و بلبل به عنوان نمادهای زیبایی و شادی اشاره میکند و در نهایت از غلام خود میخواهد که در این مسیر او را همراهی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
انتبه قبل السحر یا ذالمنام
نوبت عشرت بزن پیش آر جام
تا سوار عقل بردارد دمی
طبع شورانگیز را دست از لگام
دوری از بط در قدح کن پیش از آنک
در خروش آید خروس صبح بام
مرغ جانم را به مشکین سلسله
طوق بر گردن نهادی چون حمام
ز آهنین چنگال شاهین غمت
رخنه رخنهست اندرون من چو دام
ساعتی چون گل به صحرا درگذر
یک زمان چون سرو در بستان خرام
تا شود بر گل نکورویی وبال
تا شود بر سرو رعنایی حرام
طوطیان جان سعدی را به لطف
شکری ده از لب یاقوتفام
ناله بلبل به مستی خوشتر است
ساتکینی ساتکینی ای غلام