غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

امشب مگر به وقت نمی‌خواند این خروس

عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس

۲

پستان یار در خم گیسوی تابدار

چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس

۳

یک شب که دوست فتنهٔ خفته‌ست زینهار

بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس

۴

تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح

یا از در سرای اتابک غریو کوس

۵

لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود

برداشتن به گفتهٔ بیهوده خروس

بازگشت به سروده‌های سعدی