برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
شعر به وصف آمدن بوی نوروز و خوشحالی دوستان پرداخته و آرزو میکند که سال و روزهای خوب و مبارکی برای همه باشد. به تصویر کشیدن بهاری خرم و ناله بلبلان، نشاندهنده زیبایی طبیعت است. شاعر بر اهمیت نیکوکاری و دوری از حسد تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که به جای تمرکز بر بدیها، به خوبیها پرداخته شود. همچنین، اشاره شده که زندگی همواره ادامه دارد و به یادآوری این نکته میپردازد که عمر انسان جاودانه نیست و باید از زندگی لذت برد. در نهایت، شعر با حسرتی نسبت به زوال و مرگ پایان مییابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسد گو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرم است ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودهست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز