ای به خلق از جهانیان ممتاز
چشم خلقی به روی خوب تو باز
غزل مورد نظر، شعری از سعدی است که در آن به زیبایی و محبت معشوق اشاره میکند. شاعر از ویژگیهای معشوق سخن میگوید و میگوید که توجه و محبت او باعث میشود که دیگران تحمل ناز و عشق او را داشته باشند. او خودش را در حال پرواز به خاطر عشق معشوق به تصویر میکشد و بیان میکند که اگر به خاطر عشق و longing برای معشوق گریه کند، از آن معذور است. شاعر همچنین به مفهوم عشق و صبر اشاره میکند و بیان میکند که کسی که عاشق است باید تحمل فراز و نشیبهای عشق را داشته باشد. در نهایت، او به این نکته میرسد که عاشق واقعی کسی است که در خدمت معشوق بمیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای به خلق از جهانیان ممتاز
چشم خلقی به روی خوب تو باز
لازم است آن که دارد این همه لطف
که تحمل کنندش این همه ناز
ای به عشق درخت بالایت
مرغ جان رمیده در پرواز
آن نه صاحب نظر بود که کند
از چنین روی در به روی فراز
بخورم گر ز دست توست نبید
نکنم گر خلاف توست نماز
گر بگریم چو شمع معذورم
کس نگوید در آتشم مگداز
مینگفتم سخن در آتش عشق
تا نگفت آب دیده غماز
آب و آتش خلاف یک دگرند
نشنیدیم عشق و صبر انباز
هر که دیدار دوست میطلبد
دوستی را حقیقت است و مجاز
آرزومند کعبه را شرط است
که تحمل کند نشیب و فراز
سعدیا زنده عاشقی باشد
که بمیرد بر آستان نیاز