غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پروانه نمی‌شکیبد از دور

ور قصد کند بسوزدش نور

۲

هر کس به تعلقی گرفتار

صاحب‌نظران به عشق منظور

۳

آن روز که روز حشر باشد

دیوان حساب و عرض منشور

۴

ما زنده به ذکر دوست باشیم

دیگر حیوان به نفخه صور

۵

یا رب که تو در بهشت باشی

تا کس نکند نگاه در حور

۶

ما مست شراب ناب عشقیم

نه تشنه سلسبیل و کافور

۷

بیم است شرار آه مشتاق

کآتش بزند حجاب مستور

۸

من دانم و دردمند بیدار

آهنگ شب دراز دیجور

۹

آخر ز هلاک ما چه خیزد

سیمرغ چه می‌کند به عصفور

۱۰

نزدیک نمی‌شوی به صورت

وز دیده دل نمی‌شوی دور

۱۱

از پیش تو راه رفتنم نیست

گردن به کمند به که مهجور

۱۲

سعدی چو مرادت انگبین است

واجب بود احتمال زنبور

بازگشت به سروده‌های سعدی