آنک از جنت فردوس یکی میآید
اختری میگذرد یا ملکی میآید
در این شعر، شاعر به تصویر کشیدن زیباییها و نعمتهای بهشت میپردازد. او اشاره میکند که از دنیای غیب، افرادی یا موجوداتی به سراغ او میآیند و هر چه از آنجا میرسد، برای دلهای رنجکشیده عزیزان، شگفتانگیز و دلپذیر است. شاعر همچنین بیان میکند که فرصتی برای خدمت به معشوق وجود دارد و هر دم فرصتی جدید رقم میخورد. در نهایت، او از غم و حزن سلطانی سخن میگوید که همیشه با اوست و بر زندگیاش تاثیر میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آنک از جنت فردوس یکی میآید
اختری میگذرد یا ملکی میآید
هر شکرپاره که در میرسد از عالم غیب
بر دل ریش عزیزان نمکی میآید
تا مگر یافته گردد نفسی خدمت او
نفسی میرود از عمر و یکی میآید
سعدیا لشکر سلطان غمش ملک وجود
هم بگیرد که دمادم یزکی میآید