بخت این کند که رای تو با ما یکی شود؟
تا بشنود حسود و بر او ناوکی شود؟
در این متن شاعر به توصیف احساسات و نگرانیهای خود میپردازد. او میگوید که امیدوار است دیدگاه و رای طرف مقابل با او یکی شود تا حسودان بدانند و دلسرد شوند. او از رنج و سختیهای خود سخن میگوید و آرزو میکند که این دردها به خاطر اندکی تسکین یابند. همچنین به زیباییهای بهار و عشق اشاره میکند و میگوید که عشق و گلها با هم پیوند دارند. در نهایت، شاعر به حالت ناامید و دیوانگی خود اشاره میکند و بیان میکند که شاید به هوش و زیرکی خود نیاز دارد تا از این شرایط نجات یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بخت این کند که رای تو با ما یکی شود؟
تا بشنود حسود و بر او ناوکی شود؟
خونم بریز و بر سر خاکم گذار کن
کاین رنج و سختیم همه پیش اندکی شود
آن را مسلم است تماشای نوبهار
کز عشق بوستان گل و خارش یکی شود
ای مفلس آنچه در سر توست از خیال گنج
پایت ضرورت است که در مَهْلَکی شود
سعدی در این کمند به دیوانگی فتاد
گر دیگرش خلاص بود، زیرکی شود