خوبرویانِ جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
این شعر به بیان احساسات و تجربیات انسانی میپردازد و به موضوعاتی نظیر وفا، محبت، و درد و درمان اشاره میکند. شاعر از خوبیهای انسانها و رفتارهای پادشاهان سخن میگوید، به ویژه در هنگام شکار و تعاملی که با ضعیفترها دارند. او همچنین به عشق و وفاداری عاشقان اشاره میکند و از آنها میخواهد که از او فاصله نگیرند. خواستهی شاعر از محبوب این است که ناز و کرم داشته باشد و او را دوست بدارد، چرا که این احساسات و روابط بخش بزرگی از زندگی هستند. در نهایت، شاعر به اهمیت یاد و فکر یکدیگر در زندگی انسانی تاکید میکند و معتقد است که این یادها ارزشمند و مهماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوبرویانِ جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهانِ ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
نظری کن به من خسته که ارباب کرم
به ضعیفان، نظر از بهر خدا نیز کنند
عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو
سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند
گر کند میل به خوبان، دل من! عیب مکن
کاین گناهیست که در شهرِ شما نیز کنند
بوسهای زآن دهن تنگ بده یا بفروش
کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند
تو ختاییبچهای از تو خطا نیست عجب
کآن که از اهل صوابند خطا نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه، مرنج
ما که باشیم که اندیشهٔ ما نیز کنند