هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد
یا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشد
این متن شاعرانه به موضوع عشق و اشتیاق میپردازد. شاعر بیان میکند که هر کسی که در جستوجوی عشق باشد، باید با چالشها و سختیها مواجه شود. او میگوید کسانی که عاشق نیستند یا نصیحت نمیپذیرند، زندگی را به بطالت میگذرانند. عشق، افزون بر درد و رنج، زیبایی و خوشی را نیز به همراه دارد. شاعر با مثالهایی همچون شمع و گل، اهمیت عشق و تلاش برای رسیدن به معشوق را نمایش میدهد و تأکید میکند که هر که عاشق است، باید تا آخرین نفس برای معشوق تلاش کند. عشق و اشتیاق در این متن به عنوان منابع الهام و زندگی معرفی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد
یا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشد
همچنان عاشق نباشد ور بود صادق نباشد
هر که درمان میپذیرد یا نصیحت مینیوشد
گر مطیع خدمتت را کفر فرمایی بگوید
ور حریف مجلست را زهر فرمایی بنوشد
شمع پیشت روشنایی نزد آتش مینماید
گل به دستت خوبرویی پیش یوسف میفروشد
سود بازرگان دریا بیخطر ممکن نگردد
هر که مقصودش تو باشی تا نفس دارد بکوشد
برگ چشمم مینخوشد در زمستان فراقت
وین عجب کاندر زمستان برگهای تر بخوشد
هر که معشوقی ندارد عمر ضایع میگذارد
همچنان ناپخته باشد هر که بر آتش نجوشد
تا غمی پنهان نباشد رقتی پیدا نگردد
هم گلی دیدست سعدی تا چو بلبل میخروشد