خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد
نقد امید عمر من در طلب وصال شد
این شعر از سعدی به بیان احساسات و آرزوهای عاشقانه میپردازد. شاعر از خواب خوش و امید به وصال معشوق سخن میگوید و در عین حال از درد و رنجی که در انتظار این وصال متحمل میشود، مینالد. او میگوید که اگرچه وصل معشوق برایش ممنوع شده، اما شگفتانگیز است که خون او برای معشوق حلال شده است. شاعر به تمثیلهای زیبا درباره افتخارات و خواستههای انسانی اشاره میکند و مینویسد که صبرش در برابر عشق به چالش کشیده شده است. در نهایت، او اشاره میکند که عشق واقعی از ظواهر فریبنده فراتر است و به دور از ظاهرگرایی باید به عمق احساسات و روابط انسانی توجه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد
نقد امید عمر من در طلب وصال شد
گر نشد اشتیاق او غالب صبر و عقل من
این به چه زیردست گشت آن به چه پایمال شد
بر من اگر حرام شد وصل تو نیست بوالعجب
بوالعجب آن که خون من بر تو چرا حلال شد؟
پرتو آفتاب اگر بدر کند هلال را
بدر وجود من چرا در نظرت هلال شد؟
زیبد اگر طلب کند عزت ملک مصر دل
آن که هزار یوسفش بندهٔ جاه و مال شد
طرفه مدار اگر ز دل نعرهٔ بیخودی زنم
کآتش دل چو شعله زد صبر در او محال شد
سعدی اگر نظر کند تا نه غلط گمان بری
کاو نه به رسم دیگران بندهٔ زلف و خال شد