جنگ از طرف دوست دلآزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد
این شعر به موضوعاتی چون عشق، دوستی و تحمل اشاره دارد. شاعر میگوید که جنگ و مشکلات نباید از سوی دوستان باشد و کسی که نمیتواند در کنار دیگران باشد، یار واقعی نیست. همچنین به اهمیت تحمل رنج برای رسیدن به خوشبختی و گنج اشاره میکند و میگوید که شب تیره و تار ممکن است طولانی باشد، اما صبح حتماً خواهد آمد. در ادامه، صحبت از عشق و وفاداری به میان میآید و اینکه دوستی واقعی زمانی مفهوم دارد که بتوان به همراهی و درد مشترک اشاره کرد. شاعر به اوضاع قفس و شوق پرندگان و همچنین آینههای دل اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که اگر آینه زنگار بگیرد، نمیتواند حقیقت را نشان دهد. به طور کلی، شعر تأملی عمیق بر روی مفاهیم انسانی و احساساتی مانند عشق، وفاداری و رنج است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جنگ از طرف دوست دلآزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد
گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت
«بسیار» مگویید که بسیار نباشد
آن بار که گردون نکشد یار سبکروح
گر بر دل عشاق نهد بار نباشد
تا رنج تحمل نکنی، گنج نبینی
تا شب نرود، صبح پدیدار نباشد
آهنگِ درازِ شبِ رنجوری مشتاق
با آن نتوان گفت که بیدار نباشد
از دیدهٔ من پرس که خوابِ شبِ مستی
چون خاستن و خفتن بیمار نباشد
گر دست به شمشیر بری، عشق همان است
کآن جا که ارادت بود، انکار نباشد
از من مشنو دوستی گل مگر آنگاه
کهام پایِ برهنه خبر از خار نباشد
مرغان قفس را المی باشد و شوقی
کآن مرغ نداند که گرفتار نباشد
دل، آینهٔ صورت غیب است ولیکن
شرط است که بر آینه، زنگار نباشد
سعدی حیوان را که سر از خواب گران شد
در بند نسیم خوش اسحار نباشد
آن را که بصارت نبود یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد