باد آمد و بوی عنبر آورد
بادام شکوفه بر سر آورد
در این شعر، شاعر به زیبایی و خوشبو بودن گل و عطرهای دلانگیز اشاره میکند. باد، عطر خوشی را به همراه میآورد و گلها در تلاشند تا توجه بلبلان را جلب کنند. شاعر با وصف عشق و محبت به معشوق، به یادآوری نامهای که برای او فرستادند اشاره میکند و درباره زیبایی او سخن میگوید. او تأکید میکند که هیچ موجودی به زیبایی و جذابیت معشوق نمیرسد و ابراز تأسف میکند از دوری او. در نهایت، شاعر با بیان اینکه زیبایی دختران میتواند شور و شوق را بیدار کند، به نقش محبت و عشق در زندگی انسان اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باد آمد و بوی عنبر آورد
بادام شکوفه بر سر آورد
شاخ گل از اضطراب بلبل
با آن همه خار سر درآورد
تا پای مبارکش ببوسم
قاصد که پیام دلبر آورد
ما نامه بدو سپرده بودیم
او نافه مشک اذفر آورد
هرگز نشنیدهام که بادی
بوی گلی از تو خوشتر آورد
کس مثل تو خوبروی فرزند
نشنید که هیچ مادر آورد
بیچاره کسی که در فراقت
روزی به نماز دیگر آورد
سعدی دل روشنت صدف وار
هر قطره که خورد گوهر آورد
شیرینی دختران طبعت
شور از متمیزان برآورد
شاید که کند به زنده در گور
در عهد تو هر که دختر آورد