کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد؟
وان چه تیرست که در جوشن جان میگذرد؟
این شعر به بررسی گذر زمان و تأثیر سایهاش بر عشق و زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و تشبیهات مختلف، به این نکته اشاره میکند که زیباییها و لحظههای زندگی جاودانه نیستند و باید قدر زمان را دانست. او از جهانی سخن میگوید که پر از لطف و کمال است اما لحظاتش به سرعت میگذرند. در نهایت، شاعر از عشق و آتش درون خود میگوید که حاصل زیباییهای عاطفی است، گویی این احساسات نیز در گذر زمان محو میشوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد؟
وان چه تیرست که در جوشن جان میگذرد؟
آن نه شخصی که جهانیست پر از لطف و کمال
عمر ضایع مکن ای دل که جهان میگذرد
آشکارا نپسندد دگر آن روی چو ماه
گر بداند که چه بر خلق نهان میگذرد
آخر ای نادرهٔ دور زمان! از سر لطف
بر ما آی زمانی که زمان میگذرد
صورت روی تو ای ماه دلارای چنانک
صورت حال من از شرح و بیان میگذرد
تا دگر باد صبایی به چمن بازآید
عمر میبینم و چون برق یمان میگذرد
آتشی در دل سعدی به محبت زدهای
دود آنست که وقتی به زبان میگذرد