پیش رویت قمر نمیتابد
خور ز حکم تو سر نمیتابد
در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره میکند که زیبایی و نور خورشید وقتی تحت تاثیر وجود محبوب و یا لحظات خاص قرار میگیرد، به چشم نمیآید. او از شنیدنیهای طبیعت و زمان شناختن فرصتها به عنوان لحظات مهم یاد میکند. همچنین، شاعر ابراز میدارد که عشق و غم میتواند فشار زیادی به دل انسان وارد کند و از محبوبش میخواهد که با نگاهش به دل او آسیبی نرساند. به طور کلی، شعر به احساسات عاشقانه، تأثیر زیبایی و ضرورت شناخت زمانهای خاص در زندگی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیش رویت قمر نمیتابد
خور ز حکم تو سر نمیتابد
نیکویی خوی کن که نرگس مست
بر تو با کین و شر نمی تابد
دم غنیمت بدان، زمان بشناس
زهره وقت سحر نمیتابد
آتش اندر درون شب بنشست
که تنورم مگر نمیتابد
بار عشقت کجا کشد دل من
که قضا و قدر نمیتابد
ناوک غمزه بر دل سعدی
مزن ای جان چو بر نمیتابد