دوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشت
برداشت: ای محبوب من، شب پیشین در فراق رویت، جانم از غمی که از تو دور باد در تب و تاب بود و چشمانم بهسان ابر از عشق درون، سیل اشک بر گونهام جاری میساخت. / دوش: دیشب / تاب: رنج و غم، آتش و سوز / سودا: عشق ( بیت ۱ / غزل ۲۰ ) / ایهام تناسب: بین "دوش" در معنی "کتف" که در اینجا مراد نیست، با "رو، چشم، رخ و دل" / ایهام : دور از رویت ۱_ در فراق و جدایی از رویت ۲_ از روی تو دور باشد (جملهٔ دعایی است) / تشبیه: چشم به ابر (اضافهٔ تشبیهی) / کنایه: جان (اول) معشوق. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی