گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی محبوبش میگوید. او اشاره میکند که در خواب به یاد محبوبش بوده و حالا با او روبهرو شده است. شاعر به زیباییهای محبوب مانند هلال و سرو بلند اشاره میکند و از عشق و شیفتگیاش سخن میگوید. او ابراز میکند که در این عشق، دیگر به چیز دیگری نمیاندیشد و تنها در پی محبوبش است. شاعر همچنین توجه میکند که شاید دیدن محبوب چون خواب و خیال باشد و از چنین افکاری آزرده خاطر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست
اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست
مردم هلال عید ندیدند و پیش ما
عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست
ما را دگر به سرو بلند التفات نیست
از دوستی قامت بااعتدال دوست
زان بیخودم که عاشق صادق نباشدش
پروای نفس خویشتن از اشتغال دوست
ای خواب، گرد دیده سعدی دگر مگرد
یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست