غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای که از سرو روان قد تو چالاک‌ترست

دل به روی تو ز روی تو طربناک‌ترست

۲

دگر از حربهٔ خون‌خوار اجل نندیشم

که نه از غمزهٔ خون‌ریز تو ناباک‌ترست

۳

چست بوده‌ست مرا کسوت معنی همه وقت

باز بر قامت زیبای تو چالاک‌ترست

۴

نظر پاک مرا دشمن اگر طعنه زند

دامن دوست به حمدالله از آن پاک‌ترست

۵

تا گل روی تو در باغ لطافت بشکفت

پردهٔ صبر من از دامن گل چاک‌ترست

۶

پای بر دیدهٔ سعدی نه اگر بخرامی

که به صد منزلت از خاک درت خاک‌ترست

بازگشت به سروده‌های سعدی