عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست
می بر سماع بلبل خوشگوی خوشترست
غزل سعدی به توصیف لذایذ زندگی و زیباییهای عشق میپردازد. او میگوید که هر لحظهای از زندگی، زمانی که با محبوب سپری میشود، لذتبخشتر است. نشستن در کنار گلها و دشتها خوش است، اما هیچ چیز بهاندازهی بودن در کنار یار و عاشقانهها لذیذ نیست. خواب و نوشیدنیهای خوشطعم صبحگاهی، و همچنین زیباییهای دلانگیز دوستان و همدمان، همه بر جذابیت عشق و دوستی تأکید میکند. سعدی در نهایت بلکه تأکید دارد که عشق حقیقی و شادکامی در کنار محبوب، بالاترین لذتها را به ارمغان میآورد و جفا و ناپایداری زندگی را میتوان با عشق و جمال واقعی دلجویی کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست
می بر سماع بلبل خوشگوی خوشترست
عیش است بر کنار سمنزار خواب صبح؟
نی، در کنار یار سمنبوی خوشترست
خواب از خمار بادهٔ نوشین بامداد
بر بستر شقایق خودروی خوشترست
روی از جمال دوست به صحرا مکن که روی
در روی همنشین وفاجوی خوشترست
آواز چنگ مطرب خوشگوی گو مباش
ما را حدیث همدم خوشخوی خوشترست
گر شاهد است سبزه بر اطراف گلستان
بر عارضین شاهد گلروی خوشترست
آب از نسیم باد زرهروی گشته گیر
مفتول زلف یار زرهموی خوشترست
گو چشمه آب کوثر و بستان بهشت باش
ما را مقام بر سر این کوی خوشترست
سعدی! جفا نبرده چه دانی تو قدر یار؟
تحصیل کام دل به تکاپوی خوشترست