متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
متوجه است با ما سخنان بیحسیبت
این شعر زیبا به توصیف عشق و معضلات آن میپردازد. شاعر احساسات عمیق خود را در مواجهه با معشوق بیان میکند و از درد جدایی و انتظار سخن میگوید. او به سختیهایی که در عشق وجود دارد اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند در این دنیای پر از عشق و تنهایی از آسیب دور بماند. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از ناامیدیاش در رسیدن به او ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، او به شب جدایی و آتش درونش اشاره میکند که نشاندهندهی شدت احساسات و عشق عمیقش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
متوجه است با ما سخنان بیحسیبت
چو نمیتوان صبوری ستمت کشم ضروری
مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت
اگرم تو خصم باشی نروم ز پیش تیرت
وگرم تو سیل باشی نگریزم از نشیبت
به قیاس در نگنجی و به وصف در نیایی
متحیرم در اوصاف جمال و روی و زیبت
اگرم برآورد بخت به تخت پادشاهی
نه چنان که بنده باشم همه عمر در رکیبت
عجب از کسی در این شهر که پارسا بماند
مگر او ندیده باشد رخ پارسافریبت
تو برون خبر نداری که چه میرود ز عشقت
به درآی اگر نه آتش بزنیم در حجیبت
تو درخت خوبمنظر همه میوهای ولیکن
چه کنم به دست کوته که نمیرسد به سیبت
تو شبی در انتظاری ننشستهای چه دانی
که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی
بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت