غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما را همه شب نمی‌برد خواب

ای خفتهٔ روزگار دریاب

۲

در بادیه تشنگان بمردند

وز حِلِّه به کوفه می‌رود آب

۳

ای سخت‌کمان سست‌پیمان

این بود وفای عهد اصحاب

۴

خار است به زیر پهلوانم

بی روی تو خوابگاه سنجاب

۵

ای دیدهٔ عاشقان به رویت

چون روی مجاوران به محراب

۶

من تن به قضای عشق دادم

پیرانه‌سر آمدم به کُتّاب

۷

زهر از کف دست نازنینان

در حلق چنان رود که جُلّاب

۸

دیوانهٔ کوی خوبرویان

دردش نکند جفای بواب

۹

سعدی نتوان به هیچ کشتن

اِلّا به فراق روی احباب

بازگشت به سروده‌های سعدی