لاابالی چه کند دفتر دانایی را؟
طاقتِ وعظ نباشد سر سودایی را
برداشت: لاابالی: فعل مضارع منفی صیغه متکلم وحده از مصدر مبالاة، بیپروا و بیترس، بیقید/ وعظ: پند و نصیحت / سودا: یکی از اخلاط اربعه که غلبهٔ آن موجب عشق و هوس و خیال (مالیخولیا) میشود. / سر سودایی: سر سودازده و گرفتار عشق. / ایهام: سر سودایی 1 - ترکیب وصفی (که پارادوکس به وجود میآورد.) 2- ترکیب اضافی (سر انسان سودازده). / معنی: دفتر دانش و دانایی به کار عاشق بیپروا نمیآید؛ همچنانکه سر سودازده تاب شنیدن نصیحت را ندارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی