باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۷۶

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.

۲

پیش درویشان بود خونت مباح

گر نباشد در میان مالت سبیل

۳

یا مرو با یار ازرق‌پیرهن

یا بکش بر خان و مان انگشت نیل

۴

دوستی با پیلبانان یا مکن

یا طلب کن خانه‌ای در خورد پیل

بازگشت به سروده‌های سعدی