باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۷۱

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بی گناه را دشمن می‌دارد.

۲

مردکی خشک مغز را دیدم

رفته در پوستین صاحب جاه

۳

گفتم ای خواجه گر تو بدبختی

مردم نیکبخت را چه گناه

۴

الا تا نخواهی بلا بر حسود

که آن بخت برگشته خود در بلاست

۵

چه حاجت که با او کنی دشمنی

که او را چنین دشمنی در قفاست

بازگشت به سروده‌های سعدی