هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.
دربارهٔ این سروده
این شعر به مفهومهای عمیق اجتماعی و انسانی میپردازد. در آن تاکید میشود که افرادی که در زندگی راحتی و رفاه تجربه کردهاند، نمیتوانند درک کنند که چه بر گرسنگان و درماندگان میگذرد. همچنین بیان میکند که یاد و نام کسانی که در زندگی خود کسی به کمکشان نرمی نداشته باشد، پس از مرگ فراموش میشود. در ادامه، به استفاده از تحمل و همدلی در برابر سختیهای دیگران اشاره میشود و اینکه هرکس باید دقت کند که درد و رنج دیگران را نفر درست کند. در نهایت، توصیهای به کسانی که در مقام قدرت یا ثروت هستند، میشود که باید به مشکلات و رنجهای دیگران توجه کنند و از آتش مشکلات دیگران دوری جویند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لذت انگور بیوه داند نه خداوند میوه.
یوسف صدیق علیه السلام در خشکسال مصر سیر نخوردی تا گرسنگان فراموش نکند.
آن که در راحت و تنعم زیست
او چه داند که حال گرسنه چیست
حال درماندگان کسی داند
که به احوال خویش در ماند
ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار
که خر خارکش مسکین در آب و گل است
آتش از خانهٔ همسایهٔ درویش مخواه
کآنچه بر روزن او میگذرد دود دل است