مشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید.
دربارهٔ این سروده
این شعر به اهمیت عمل و جلوهگری درونی فرد اشاره دارد. میگوید که ارزش واقعی یک شخص به آنچه که در درونش وجود دارد و نه به حرفها و ادعاهایش بستگی دارد. مانند مشک که خود بوی خوش دارد و نیاز به تعریف ندارد. دانای حقیقی مانند عطار است که با سکوت و هنر خود جلوهگر میشود، در حالی که نادان فقط به خودخواهی و صداهای توخالی توجه دارد. همچنین، این شعر به این نکته اشاره دارد که عالم در میان جاهلان مانند یک شاهد در میان کوران است؛ یعنی فرد دانا و با بصیرت در یک جمعیت نادان، به سادگی قابل تشخیص نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دانا چو طبلهٔ عطار است، خاموش و هنرنمای. و نادان خود طبل غازی، بلندآواز و میانتهی.
عالم اندر میان جاهل را
مثلی گفتهاند صدیقان
شاهدی در میان کوران است
مصحفی در سرای زندیقان