جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.
دربارهٔ این سروده
این متن میگوید ارزش واقعی انسان به جوهره ذاتی، استعداد، هنر (مهارت و فضیلت) و تلاش او بستگی دارد، نه به نسب، خاستگاه، یا شرایط ظاهری. استعداد بدون تربیت هدر میرود و تربیت بدون استعداد بیفایده است. انسان میتواند با تکیه بر تواناییهای درونی و پرورش آنها به جایگاه والایی برسد، حتی اگر از خاستگاهی فرومایه باشد، و برعکس، نسب والا بدون هنر و تلاش شخصی هیچ ارزشی ندارد.به عبارتی، این متن بر اهمیت خودسازی، تلاش فردی، و ارزش ذاتی تأکید دارد و نشان میدهد که موفقیت و ارزش انسان به اعمال و ویژگیهای خودش وابسته است، نه عوامل بیرونی مثل نسب یا موقعیت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود
پیمبرزادگی، قدرش نیفزود
هنر بنمای اگر داری نه گوهر
گُل از خار است و ابراهیم از آزر