گر جور شکم نیستی، هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی.
دربارهٔ این سروده
این متن به نقد پرخوری و دلبستگی به لذتهای مادی میپردازد و با مقایسه گروههای مختلف (حکیمان، عابدان، زاهدان، جوانان، پیران و قلندران) نشان میدهد که چگونه عادات غذایی میتواند بازتابی از حالات روحی و معنوی افراد باشد. این متن میگوید که اگر کسی نتواند خود را از وابستگی به شکم و نیازهای جسمی آزاد کند هرگز نمیتواند به بالاترین درجات روحانی و معنوی برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سد رمق و جوانان تا طبق برگیرند و پیران تا عرق بکنند، اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس.
اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب
شبی ز معدهٔ سنگی شبی ز دلتنگی