باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۲۴

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی.

۲

به روزِ معرکه ایمِن مشو ز خصمِ ضعیف

که مغزِ شیر برآرد چو دل ز جان برداشت

بازگشت به سروده‌های سعدی