سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی.
دربارهٔ این سروده
این متن درباره ایناست که باید دشمنان را بهوسیله یکدیگر از بین برد بیآنکه خود با آنها وارد جنگ شوی؛ زیرا هرکدام از دشمنان از بین بروند به سود توست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به روزِ معرکه ایمِن مشو ز خصمِ ضعیف
که مغزِ شیر برآرد چو دل ز جان برداشت