خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
دربارهٔ این سروده
این متن به اهمیت تعادل در رفتار و شخصیت اشاره دارد. میگوید که نه باید به شدت خشمگین شد و نه باید بیش از حد نرم و ملایم بود، زیرا هر کدام از این extremes میتواند تبعات منفی به دنبال داشته باشد. همچنین تاکید میکند که فرد حکیم همیشه باید در رفتار خود به میانهروی پایبند باشد و پیامدهای رفتارهای افراطی را مورد توجه قرار دهد. در نهایت، گویی که یک شبان از پدرش درخواست مشاوره میکند و او به او توصیه میکند تا در تعاملات خود توازن را رعایت کند تا دچار مشکلات نشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دُرشتی و نَرمی به هَم دَر بِه است
چو فاصد که جَراح و مَرهَم نِهْ است
دُرشتی نگیرد خِرَدمَند پیش
نه سُستی که ناقص کُنَد قَدرِ خویش
نه مَر خویشتن را فُزونی نَهد
نه یکباره تَن در مَذلت دَهد
شَبانی با پدر گفت: اِی خِرَدمَند
مَرا تَعلیم دِه پیرانه یک پَند
بگفتا: نیکمَردی کُن نَه چَندان
که گردد خیره گرگِ تیز دَندان