پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت: این فرزند توست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش.
دربارهٔ این سروده
پادشاه پسری را به یک ادیب سپرد تا او را تربیت کند. ادیب برای تربیت پسر تلاش زیادی کرد، اما پس از چند سال به نتیجهای نرسید و در نهایت فرزندان خودش در علم و بلاغت موفقتر شدند. پادشاه از ادیب انتقاد کرد و به او گفت که وعدهی خود را نقض کرده است. ادیب در پاسخ گفت که تربیت یکسان نمیتواند نتایج مشابهی داشته باشد، زیرا طبیعت و استعدادهای افراد متفاوت است. او به این نکته اشاره کرد که حتی اگر مادهای با ارزش در سنگی یافت شود، این به معنای ارزشمند بودن همه سنگها نیست. در نهایت، او توضیح داد که در زندگی، استعدادها و قابلیتها متفاوت هستند و این امر بر نتیجهگیریها تأثیر میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ادیب خدمت کرد و متقبل شد و سالی چند بر او سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند.
ملک دانشمند را مؤاخذت کرد و معاتبت فرمود که وعده خلاف کردی و وفا به جا نیاوردی.
گفت: بر رای خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسان است و طباع مختلف.
گرچه سیم و زر ز سنگ آید همی
در همه سنگی نباشد زر و سیم
بر همه عالم همیتابد سهیل
جایی انبان میکند جایی ادیم