باب پنجم در عشق و جوانی

حکایت شمارهٔ ۱۲

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یکی را از علما پرسیدند که: یکی با ماهروییست در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب، چنان که عرب گوید: اَلتَّمْرُ یانِعٌ وَ النّٰاطورُ غَیْرُ مانِعٍ؛ هیچ باشد که به قوّتِ پرهیزگاری از او به سلامت بماند؟

۲

گفت: اگر از مهرویان به سلامت بماند از بدگویان نماند.

۳

و اِنْ سَلِمَ اْلإنسانُ مِنْ سُوءِ نَفْسِهِ

فَمِنْ سُوءِ ظَنِّ الْمُدَّعی لَیْسَ یَسْلَمُ

۴

شاید پسِ کار خویشتن بنشستن

لیکن نتوان زبانِ مردم بستن

بازگشت به سروده‌های سعدی