باب چهارم در فواید خاموشی

حکایت شمارهٔ ۱۱

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

منجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت:

۲

تو بر اوجِ فلک چه دانى چیست؟

که ندانى که در سرایت کیست؟

بازگشت به سروده‌های سعدی