جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بیحرمتی همیکرد. گفت: اگر این نادان نبودی، کارِ وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
دربارهٔ این سروده
جالینوس مشاهده میکند که فردی نادان به دانشمندی بیاحترامی میکند و به او میگوید اگر این نادان نبود، کار به اینجا نمیرسید. او بیان میکند که دو فرد عاقل هرگز درگیر کین و جنگ نمیشوند و دانایی با بیخودان نمیجنگد. اگر نادانی با شدت صحبت کند، خردمند با نرمی به او پاسخ میدهد. دو انسان با دلهای صالح به یکدیگر احترام میگذارند و در برابر مشاجرات نادانان آگاه و با تدبیر عمل میکنند. در نهایت، فردی که به دیگری دشنام میدهد، با تحمل و خردمندی پاسخ میگیرد و میگوید بهتر است آنچه در دل داری نگوئی، زیرا نقصهای خود را میدانم اما تو از عیب من بیخبری.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکشی و آزرمجویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد، بگسلانند
یکی را زشتخویی داد دشنام
تحمّل کرد و گفت: ای خوب فرجام
بتر زآنم که خواهی گفتن، آنی
که دانم، عیب من چون من ندانی